الشيخ محمد جواد الخراساني
50
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
و اگر راه سؤال در اينگونه امور باز باشد سؤال را حد و حصرى نخواهد بود ، مانند آنكه چرا پيامبران يكصد و بيست و چهار هزار باشند ؟ چرا عمر فلان پيامبر كم و عمر نوح آن قدر زياد ؟ چرا قرآن يك مرتبه نازل نشد ؟ چرا با تفسير نازل نشد تا محتاج به مفسّر و اينهمه اختلاف مفسرين نباشد ؟ چرا خود پيامبر جمعآورى نفرمود ؟ و غير ذلك كه براى هر چيز مىتوان راه سؤال از علت باز كرد . بلى سؤال از حكمت مانعى ندارد ، اما جواب هم لازم ندارد ، زيرا كه وجه حكمت لازم نيست كه بر همه معلوم باشد . « وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ » « 1 » « چنين نيست كه خداوند شما را بر غيب مطلع سازد » . و ثانيا علت و سبب ظاهرى براى غيبت هست و منحصر در تقيه و خوف نيست تا آن سه اشكال لازم آيد . آرى در طى اخبار يكى از علل را خوف شمردهاند ، خصم مغرض همان را مستمسك كرده و به خيال خود اشكال بزرگى به دست آورده ، با اينكه بالفرض اگر علت منحصر به خوف هم باشد هيچ اشكال لازم نمىآيد . اينك علتهايى كه در اخبار ذكر شده به تمامه ذكر مىشود ، اگرچه اينها هم اشاره به بعضى از علل و حكمتهاى او است و بنابر حديثى كه گذشت از حضرت صادق عليه السّلام ، وجه حكمت و علت آن به طول كامل معلوم و مكشوف نمىشود مگر بعد از ظهور . علت اول : امتحان امتحان از علتهاى عامه است كه در هر فعلى از افعال خدا و هر اراده و مشيتى و هر حكمى از احكام خدا جارى است . حضرت باقر عليه السّلام فرمود : ظهور او بعد از غيبتى طولانى خواهد بود : ليعلم اللّه من يطيعه بالغيب و يؤمن به تا اينكه معلوم كند كه كى او را به غيب و نهانى اطاعت مىكند و به او ايمان مىآورد ؟ « 2 »
--> ( 1 ) - آل عمران 179 . ( 2 ) - كمال الدين 1 / 231 ح 16 ؛ بحار 52 / 191 ح 24 .